در پروژههای ساختمانی بزرگ، استفاده همزمان از چند تاورکرین میتواند سرعت جابهجایی مصالح و اجرای بخشهای مختلف سازه را افزایش دهد. با این حال، افزایش تعداد تاورکرینها به معنی افزایش خودکار بهرهوری نیست. اگر محل استقرار، محدوده کاری و برنامه فعالیت هر دستگاه بهدرستی مشخص نشود، تداخل بین جرثقیلها، توقف عملیات و افزایش ریسکهای کارگاهی میتواند اجرای پروژه را پیچیدهتر کند.
مدیریت چند جرثقیل برجی به برنامهریزی دقیقتری نسبت به یک تاورکرین نیاز دارد. شعاع حرکت بازوها، ارتفاع قلاب، محل دپوی مصالح، مسیر حرکت بار، ساختمانهای اطراف و فعالیت سایر ماشینآلات باید در کنار یکدیگر بررسی شوند. موضوع دیگری که اهمیت دارد، هماهنگی زمانی عملیات است. حتی اگر محدوده کاری دو تاورکرین فقط در بخشی از پروژه با یکدیگر همپوشانی داشته باشد، باید مشخص شود هر دستگاه در چه زمان و مسیری اجازه انجام عملیات دارد.
انتخاب درست تجهیزات نیز بخشی از این برنامهریزی است. تصمیم درباره اجاره تاورکرین یا خرید آن باید بر اساس مدت پروژه، تعداد جرثقیلهای موردنیاز، ظرفیت باربرداری و شرایط اجرایی گرفته شود. علاوه بر آن، برنامه بازرسی، سرویس و تعمیر تاورکرین باید به شکلی تنظیم شود که توقف یک دستگاه کمترین تأثیر را بر سایر عملیات پروژه داشته باشد.در ادامه، شش نکته مهم برای مدیریت چند تاورکرین در پروژههای بزرگ ساختمانی را بررسی میکنیم.
1. قبل از نصب، محدوده کاری هر تاورکرین را مشخص کنید
مدیریت چند تاورکرین از قبل از نصب آنها آغاز میشود. اولین قدم این است که مشخص شود هر دستگاه مسئول پوشش کدام قسمت از پروژه خواهد بود.برای این کار باید محل سازه، نقاط دپوی مصالح، محل تخلیه کامیونها، مسیرهای دسترسی و نقاطی که بیشترین عملیات باربرداری در آنها انجام میشود بررسی شوند. سپس میتوان موقعیت مناسب هر جرثقیل برجی را ارزیابی کرد.هدف این نیست که تمام تاورکرینها بتوانند کل پروژه را پوشش دهند. در بسیاری از پروژهها تقسیم محدوده کاری میتواند مدیریت عملیات را سادهتر کند. برای مثال، یک تاورکرین میتواند عمدتاً مسئول بخش شرقی سازه و دستگاه دیگر مسئول بخش غربی باشد.
البته ممکن است بعضی نقاط پروژه نیازمند پوشش مشترک باشند. در این شرایط، محدوده همپوشانی باید از قبل شناسایی شود تا برای فعالیت همزمان جرثقیلها برنامه مشخصی وجود داشته باشد.طول بازو نیز باید متناسب با نیاز واقعی انتخاب شود. بازوی بلندتر میتواند محدوده بیشتری را پوشش دهد، اما افزایش غیرضروری شعاع کاری ممکن است تداخل با سایر تاورکرینها یا ساختمانهای مجاور را بیشتر کند.در پروژههای پیچیده میتوان از مدلسازی سهبعدی و BIM برای مشاهده محدوده حرکت تاورکرینها، ساختمان و تجهیزات کارگاهی در یک محیط مشترک استفاده کرد.
2. تداخل بازوها و مسیر حرکت بار را مدیریت کنید
یکی از مهمترین چالشهای استفاده از چند تاورکرین، همپوشانی محدوده فعالیت آنهاست. زمانی که شعاع کاری دو یا چند جرثقیل با یکدیگر تداخل دارد، برنامهریزی حرکت تجهیزات اهمیت بیشتری پیدا میکند.تنها برخورد مستقیم بازوها موضوع مورد توجه نیست. بار معلق، سیمبکسل، قلاب و سایر بخشهای متحرک نیز باید در ارزیابی تداخلها در نظر گرفته شوند.یکی از روشهای مدیریت این شرایط، ایجاد جدایی عمودی مناسب بین تاورکرینها در مرحله طراحی و نصب است. بسته به مشخصات پروژه و تجهیزات، ارتفاع جرثقیلها میتواند متفاوت در نظر گرفته شود تا امکان حرکت ایمنتر فراهم شود.
در کنار آن، محدودیتهای حرکتی و مناطق ممنوعه باید مشخص شوند. برای مثال، ممکن است برای یک تاورکرین محدودیت چرخش در بخشی از سایت تعریف شود یا انجام برخی حرکات نیازمند هماهنگی قبلی باشد.سیستمهای ضدبرخورد و محدودکنندههای حرکتی نیز در برخی پروژههای چندتاورکرینی برای پایش موقعیت تجهیزات مورد استفاده قرار میگیرند. این تجهیزات باید متناسب با مشخصات دستگاهها، شرایط پروژه و الزامات ایمنی انتخاب شوند.با این حال، تجهیزات الکترونیکی جایگزین برنامهریزی عملیات و ارتباط مناسب بین عوامل کارگاه نیستند. مدیریت تداخل باید ترکیبی از جانمایی صحیح، روش اجرایی، تجهیزات مناسب و نیروی انسانی آموزشدیده باشد.
3. برای اپراتورها و تیم زمینی سیستم ارتباطی مشخص داشته باشید
وقتی تنها یک تاورکرین در سایت فعالیت میکند، هماهنگی میان اپراتور و تیم زمینی نسبتاً سادهتر است. با افزایش تعداد دستگاهها، ارتباطات کارگاه باید ساختار مشخصتری داشته باشند. هر اپراتور باید بداند دستور باربرداری را از چه فردی دریافت میکند. همچنین تیمهای زمینی باید مشخص کنند هر بار توسط کدام تاورکرین جابهجا خواهد شد.
در پروژههایی که چند جرثقیل برجی در فاصله نزدیک فعالیت میکنند، ارتباط میان اپراتورها نیز اهمیت پیدا میکند. بهخصوص هنگام ورود یکی از جرثقیلها به محدوده مشترک، سایر عوامل مرتبط باید از عملیات اطلاع داشته باشند.استفاده از کانالهای ارتباطی مشخص میتواند از تداخل پیامها جلوگیری کند. علائم دستی استاندارد و روش ارتباط جایگزین نیز در شرایطی که ارتباط رادیویی با مشکل مواجه میشود اهمیت دارند.
برنامه روزانه باربرداری میتواند قبل از شروع شیفت بررسی شود. در این برنامه، بارهای اصلی، محل برداشت و تخلیه، تاورکرین مسئول و زمان تقریبی عملیات مشخص میشوند.این هماهنگی فقط برای تاورکرینها نیست. تجهیزاتی مانند آسانسور کارگاهی و آلیماک نیز در مسیر حمل عمودی نیروی انسانی یا مصالح نقش دارند و برنامه فعالیت آنها باید با عملیات اصلی کارگاه هماهنگ باشد.
4. برنامه سرویس و تعمیر تاورکرینها را هماهنگ کنید
در پروژهای که چند تاورکرین فعالیت میکنند، توقف برنامهریزینشده یک دستگاه ممکن است بار کاری سایر جرثقیلها را افزایش دهد و برنامه حمل مصالح را تغییر دهد.به همین دلیل تعمیر تاورکرین نباید فقط زمانی مورد توجه قرار گیرد که دستگاه از کار افتاده است. بازرسیهای دورهای، سرویس و نگهداری پیشگیرانه باید بخشی از برنامه اجرایی پروژه باشند.
وضعیت سیمبکسلها، قلاب، ترمزها، سیستمهای حرکتی، اتصالات، تجهیزات برقی و سایر اجزای مهم باید مطابق دستورالعمل سازنده و برنامه نگهداری دستگاه بررسی شوند. ثبت سوابق سرویس نیز اهمیت دارد. تیم پروژه باید بداند هر تاورکرین چه زمانی بررسی شده، چه قطعاتی تعویض شدهاند و سرویس بعدی چه زمانی انجام میشود. بهتر است در صورت امکان سرویسهای برنامهریزیشده تمام جرثقیلها همزمان انجام نشوند. زمانبندی مناسب میتواند کمک کند حداقل بخشی از ظرفیت باربرداری پروژه در دسترس باقی بماند.
در صورت مشاهده نقصی که بر ایمنی عملیات اثر دارد، ادامه کار صرفاً برای جلوگیری از تأخیر پروژه تصمیم مناسبی نیست. دستگاه باید مطابق الزامات فنی بررسی شود و تعمیر تاورکرین توسط افراد متخصص و واجد صلاحیت انجام گیرد.برنامه نگهداری تجهیزات دیگری مانند آسانسور کارگاهی و آلیماک نیز باید در برنامه کلی نگهداری ماشینآلات پروژه دیده شود.
5. خرید یا اجاره چند تاورکرین را بر اساس کل پروژه بررسی کنید
در پروژههای بزرگ، تأمین چند تاورکرین میتواند بخش قابلتوجهی از هزینه تجهیزات را تشکیل دهد. بنابراین تصمیم خرید یا اجاره باید بر اساس کل چرخه پروژه گرفته شود، نه فقط قیمت ماهانه یا قیمت اولیه دستگاه. اجاره تاورکرین میتواند برای پروژههایی که مدت مشخصی دارند یا به مدلهای متفاوتی از جرثقیل نیاز دارند گزینه قابل بررسی باشد. در این حالت، شرایط قرارداد اجاره، مدت استفاده، هزینه حمل، نصب، دمونتاژ، سرویس و مسئولیت تعمیرات باید از ابتدا روشن باشند.
در مقابل، شرکتهایی که پروژههای متعدد و مستمر دارند ممکن است گزینههای فروش تاورکرین و خرید دستگاه را بررسی کنند. در این حالت، هزینه نگهداری، انبارش، انتقال بین پروژهها، قطعات و خواب احتمالی تجهیزات نیز باید در محاسبات قرار گیرند. در پروژه چندتاورکرینی الزاماً همه دستگاهها نباید یک مدل باشند. ممکن است بخشهای مختلف پروژه به شعاع کاری، ظرفیت یا ارتفاع متفاوتی نیاز داشته باشند.
انتخاب مدلهای متفاوت میتواند از نظر فنی مفید باشد، اما ممکن است نگهداری و تأمین قطعات را پیچیدهتر کند. استفاده از مدلهای مشابه نیز میتواند برخی امور نگهداری را سادهتر کند، اما تنها زمانی منطقی است که مشخصات آنها با نیاز پروژه هماهنگ باشد.بنابراین قبل از خرید یا اجاره تاورکرین بهتر است ظرفیت موردنیاز هر ناحیه پروژه بهصورت جداگانه مشخص و سپس ترکیب مناسب تجهیزات انتخاب شود.
6. برنامه باربرداری را با پیشرفت پروژه بهروزرسانی کنید
برنامهای که در ابتدای پروژه برای تاورکرینها طراحی میشود، الزاماً تا پایان ساخت بدون تغییر باقی نمیماند.با افزایش ارتفاع ساختمان، محل فعالیت تیمها و نقاط تحویل مصالح تغییر میکنند. بعضی محلهای دپو حذف میشوند و نقاط جدیدی برای ذخیره یا تخلیه مصالح ایجاد میشوند. حتی مسیرهای ورود کامیونها نیز ممکن است در طول پروژه تغییر کنند.
به همین دلیل برنامه عملیات جرثقیل برجی باید متناسب با پیشرفت پروژه بازبینی شود.در مراحل اولیه، حجم زیادی از عملیات ممکن است مربوط به آرماتور، قالب و بتن باشد. در مراحل بعدی، مصالح نما، تجهیزات تأسیساتی و اجزای دیگر وارد چرخه حمل میشوند. وزن، ابعاد و محل تحویل این بارها با یکدیگر متفاوت است.در پروژههایی که BIM مورد استفاده قرار میگیرد، مدل 4D میتواند برای مشاهده تغییرات سایت و برنامهریزی تجهیزات در مراحل مختلف ساخت مفید باشد.
در کنار تاورکرینها، ظرفیت و موقعیت آسانسور کارگاهی نیز ممکن است با افزایش ارتفاع سازه نیازمند بازبینی باشد. تجهیزاتی مانند آلیماک بخش مهمی از حمل عمودی پروژه را انجام میدهند و هماهنگی آنها با برنامه تاورکرین میتواند از ایجاد گلوگاه در حمل مصالح جلوگیری کند.همچنین اگر یکی از دستگاهها به دلیل سرویس یا تعمیر تاورکرین موقتاً از مدار خارج شود، برنامه حمل باید بازتنظیم شود و وظایف آن بدون ایجاد اضافهبار غیرمجاز میان تجهیزات دیگر توزیع شوند.
جمعبندی
استفاده هم زمان از چند تاورکرین میتواند ظرفیت حمل و سرعت اجرای پروژههای بزرگ را افزایش دهد، اما تنها زمانی که هر دستگاه نقش و محدوده کاری مشخصی داشته باشد.جانمایی صحیح، بررسی محدوده همپوشانی، ایجاد فاصله مناسب بین تجهیزات، برنامهریزی مسیر بار و ارتباط منظم بین اپراتورها و تیم زمینی از مهمترین بخشهای مدیریت چند جرثقیل برجی هستند. در کنار عملیات روزانه، برنامه بازرسی و تعمیر تاورکرین نیز باید هماهنگ باشد تا توقف یک دستگاه کمترین اختلال را در فعالیت سایر بخشها ایجاد کند.
هنگام تصمیمگیری درباره خرید یا اجاره تاورکرین نیز بهتر است هزینه کل دوره استفاده، حمل، نصب، نگهداری و تعمیرات در نظر گرفته شود. بررسی گزینههای فروش تاورکرین تنها بر اساس قیمت دستگاه نمیتواند تصویر کاملی از هزینه واقعی مالکیت ارائه دهد.در نهایت، تاورکرین تنها بخشی از سیستم حمل عمودی یک پروژه بزرگ است. هماهنگی آن با آسانسور کارگاهی، آلیماک و سایر تجهیزات باعث میشود انتقال مصالح و نیروی انسانی به شکل منظمتری انجام شود و از ایجاد تداخل و توقفهای غیرضروری در کارگاه جلوگیری شود.


